تبليغاتX
نیمرنگ
نیمرنگ
شرافت مرد همچون بکارت زن است، چون لكه دار گشت ديگر هيچ چيز جبرانش نتواند.
امانت (1)

   و انا عرضنا الامانه علي السموات والارض والجبال ما بين ان يحملنا واسفقن منها و حملهاالانسان...

  ...و خداوند نزد تو آمد.امانت خاص خود را بر دوش تو نهاد.با تو پيمان بست و بر زمينت آورد و خود در فطرت تو نشست و با تو هم خانه شد و در انتظار تو ماند تا ببيند كه چه مي كني؟

   و تو جاده تاريخ را در پيش گرفتي،به راه افتادي،كوله بار امانت خدا بر دوشت،پيمان خدا در دستت، نام ها كه خدا به تو آموخت در دلت و روح خدا در كالبد بودنت و…

   و زمان تمامي سرمايه ات و تو كارت؟همه از سرمايه خوردن،زيان كاري نه از سود، زيان در سرمايه؛ خسران. والعصر، ان الانسان لفي خسر. وبه عصر سوگند كه انسان هر آينه در زيانكاري است و نامش زندگي كردن است و تو تا حال چه كرده اي؟زندگي. چه در دست داري؟ سالهايي كه از دست دادي. و چه شده اي؟اي مسئول امانت خدا؟ اي مسجود ملائكه؟ اي جانشين اله؟ شده اي پول و شهوت. شده اي شكم. شده اي دروغ.

   و اين امانت است . نه تنها بار امانت مردان خدا و اجداد و نياكان ما، بلكه احساس  بار مسئوليت سنگين در جستجوي حقيقت و عدالت بودن كه در طي تاريخ و در هر عصري بر دوش مستضعفان و ستمديدگان و تحقير شدگان حمل شده است. همان امانتي كه حسين وارث آدم به دوش گرفت و زينب به كاخ يزيد در دمشق برد. همان بار امانتي كه مردان خدا هر روز سنگيني اش را بيشتر بر دوش خود احساس مي كنند و اين بار امانت بر عهده همه انسانهاست.

   چه وجه مشتركي است میان آدمي كه شهري را به آتش مي كشد تا سوختن مردم را در آن نگاه كند (نرون)با آتش كشيده شدن آدمی که مي سوزد تا شهرش و کشورش نجات پيدا كند. در واقع اين دو در دو قطب متضاد زندگي مي كنند و اين دو قطب متضاد متاسفانه هر دو اسمش آدم است.پس بايد اين آدم را شناخت اما بايد اول خود را شناخت.

   بنابراين شناخت خويشتن، شناخت رسالت من و شناخت امكانات و مسئوليت و آن امانت سنگين خدايي معناي آدم را جلوه مي كند.

   استاد شريعتي در كتاب "علي" اينگونه مي نويسد: "همانگونه كه در فلسفه خلقت انسان در اسلام مي بينيم خداوند با صراحت يك مجلس امتحان بزرگ ترتيب مي دهد. امانت خود را بر زمين و كوهها و فرشتگان و حتي فرشتگان مقرب عرضه مي كند،همه از پذيرفتن آن سر باز مي زنند و انسان برميگيرد. خداوند فرمان مي دهد كه همه فرشتگان و حتي فرشتگان بزرگ بايد به خاك بيفتند و در برابر انسان سجده كنند. اين نشان مي دهد كه در اسلام انسان بزرگتر از فرشته است و مقام آدم، مقام بشريت، مقام انسانيت اعلي اشرف از مقام فرشته و حتي فرشتگان مقرب بالاتر است.

  و باز شريعتي در توضيح پذيرفتن اين امانت در كتاب "هنر"مي نويسد:"امانتي كه خدا بر زمين و آسمان و همه كوهها و درياها عرضه كرد و هيچكدام برنداشتند مقصود اين نيست كه خدا ايستاد و گفت اي كوهها و آسمانها آيا شما مي خواهيد؟ بعد آنها گفتند نه خير و بعد انسان برداشت. بلكه يعني كوهها و درياها داراي خلاقيت و احساس آگاهي  و نيازمندي بيش از آنچه موجود است، نيستند و نمي توانند احساس كنند، نه نيازمندند نه اضطراب دارند، نه دردمندند و نه مي توانند خلق كنند و اين انسان كه بر ميدارد؛ چه چيز را؟! 

|+| نوشته شده در 87/05/09ساعت 23:6 توسط یوسف |

business articles