نیایش
او هر ساله آمار شفا یافتگان با دعا را منتشر میکند واین آمار هر ساله کمتر می شود و كارل علت را در این می داند كه دعا کنندگان و آرزو کنندگان کمتر شده اند.. اینان تفریح کنان و کنجکاو و مردد دعا می کنند و نتیجه ای نمی یابند. دعا باید تهاجم داشته باشد و استمرار و خلوص. چنانچه در متون اسلامی درباره دعا آمده است: چنانچه کودکی از مادرش با شدت چیزی را مطالبه میکند بخواه. دعا نباید لقلق زبان باشد، بطوریکه زبان و لب کار خودش را بکند و مغز و دل به کارهای دیگر مشغول باشند، مثل آنهاییکه کلاه سر خدا می گذارند و آن مانند اینست که در مجلس وعظ و مصیبت و روضه شرکت می کنند این جا ثواب شرکت در مجلس روضه را میبرد و در همان حال بجای گوش دادن به سخنران شروع میکند به دعا خواندن یا خواندن قرآن؛ وبدینوسیله ثواب خواندن قرآن و دعا را هم درک میکند. دوبله و دو آتشه میخواهد ثواب بگیرد و زرنگتر ها ، در همین دو حال که گوششان به منبر است و چشمشان به قرآن، لبشان هم مشغول ورد و ذکر! یعنی سه آتشه ثواب جمع میکنند! در صورتیکه نمی داند این دوسه تا همدیگر را خنثی میکنند.
کارل می گوید: کسانی که بامداد نیایش میکنند و تا شامگاه همچون جانور زندگی میکنند،آنها کسانی هستند که آثار دعا را در خود نمی یابند. دعای آنها ابتر است زیرا پیوستگی دل و پیوستگی روح و وجدان به طرف کانون روحانی جهان نیایش نمی شود بلکه بصورت یک انجام وظیفه مکانیکی ،نیایش کردن و تمام روز را همچون حیوان به کار و زندگی و خورد و خوراک مشغول شدن است.
نیایش نشان داده انسان هر چه بخواهد میگیرد وهر دری را که بزند به رویش گشوده خواهد شد.دکتر شریعتی در کتاب فلسفه نیایش و در متن نیایش هایش به گفته خود کوشیده تا روحش را با آن روح در سخن گفتن و خواستن آشنا بکند که زیباترین روح پرستنده است و شگفت ترین جان نیایشگو.
متن زیر قسمتي است از کتاب فلسفه نیایش دکتر:
دعای آدمهایی مثل من بهر حال نیایش نسلی در این زمان و زمان است و خواست ها و آرزوها و کمبودها و نیاز های این نسل. که مگرنه نیایش از ریشه نیاز است ؟ و مگر نه در اسلام و بویژه در تشیع نیایش خود یک نوع حرف زدن است و حرف ها را زدن؟ و مگر نمی شود کسی به زبان خودش دعا کند؟ پس می تواند دعایی هم بنویسد . هر کسی می تواند با خدا حرف بزند و خواستهایش و نیازهایش را بر او عرضه کند و به زبان خودش، هر نیازی را با هر زبانی...
نمونه اي از نیایش دکتر شریعتی:
ای خداوند،به علمای ما مسئوليت،به عوام ما علم،به مومنان ما روشنايی
به روشنفکران ما ايمان،به متعصبين ما فهم،به فهميدگان ما تعصب،
به پيران ما آگاهی،به جوانان ما اصالت،به مبلغان ما حقيقت،
به اساتيد ما عقيده،به دانشجويان ما... نيز عقيده،
به خفتگان ما بيداری،به بيداران ما اراده،به مردم ما خود آگاهی
به دينداران ما دين،به نويسندگان ما تعهد،
به هنرمندان ما درد،به شاعران ما شعور،به محققان ما هدف،
به نوميدان ما اميد،به ضعيفان ما نيرو،به محافظه کاران ما گستاخی،
به نشستگان ما قيام،به راکدان ما تکان،به مردگان ما حيات،
به کوران ما نگاه،به خاموشان ما فرياد،به مسلمانان ما قرآن،
به شيعيان ما علی،به فرقه های ما وحدت،به حسودان ما شفا،
به خودبينين ما انصاف،به فحاشان ما ادب،به مجاهدان ما صبر،
و به همه ملت ما،همت تصميم و استعداد فداکاری و شايستگی
نجات و عزت ببخش.