شرافت مرد همچون بکارت زن است، چون لكه دار گشت ديگر هيچ چيز جبرانش نتواند.
درباره وبلاگ
روباه گفت: اگر تو منو اهلی کنی انگار که زندگیم را چراغان کرده باشی.آن وقت صدای پایی را می شناسم که با هر صدای پای دیگری فرق می کند.صدای پای دیگران مرا وادار می کند تو هفت تا سوراخ قایم بشوم اما صدای پای تو مثل نغمه یی مرا از لانه ام می کشد بیرون.تازه،نگاه كن آنجا گندمزار را مي بيني؟براي من كه نان نمي خورم گندم چيز بي فايده يي است.پس گندمزار هم مرا به ياد چيزي نمي اندازد.اسباب تاسف است.اما تو موهات رنگ طلاست.پس وقتي اهليم كردي محشر مي شود! گندم كه طلايي رنگ است مرا به ياد تو مي اندازد و صداي باد را هم كه تو گندمزار مي پيچد دوست خواهم داشت... خاموش شد و مدت درازي شهريار كوچولو را نگاه كرد.آن وقت گفت:_اگر دلت مي خواهد منو اهلي كن!