تبليغاتX
نیمرنگ
نیمرنگ
شرافت مرد همچون بکارت زن است، چون لكه دار گشت ديگر هيچ چيز جبرانش نتواند.
به مناسبت سالگرد شهادت دکتر شریعتی و دکتر چمران

                      

   تاريخ سرزمين ما پر است از اسطوره هاي شگرف و مردان بزرگ.اما چگالي اين آدم ها در طي چند قرن اخير رو به زوال رفته .چنانچه در اين قحط الرجال كمتر مردان و زناني ديده شده اند كه بتوان به آنها دل بست و ازشون الهام گرفت.
از جمله كساني كه جامعه پير و جوان و زن و مرد و تحصيلكرده و مذهبي و حتي غيرمذهبي به رغم كم لطفي هاي رسانه هاي ديداري و شنيداري و نوشتاري باز جايي در دل مردم باز كرده اند يكي دكتر شريعتي است و ديگري دكتر چمران.
زندگي اين دو مرد سرشار است از شور و عشق و ايمان و تلاش و مبارزه.
اين دو نفر كساني بودند که به تبعيت از مولايشان علي (ع) بر باورهايشان استوار بودند و حاضر بودند در راه آزادي ملتها و اسلام ناب محمدي زندگي شان ،عزیزانشان و خودشان را قرباني كنند.اگر اين دو ابرمرد در دل مردم آزادانديش رسوخ كرده اند، بيشتر و بيشتر به اين دليل است كه تا آخرين لحظه تا پاي اعتقاداتشان ايستادند و زندگي مرفه همراه قدرت در امريكا و ايران و فرانسه را سه طلاقه كردند تا در جنوب لبنان و در زندانهاي ساواك در ميان مردمان بدبخت و بخاطر آزادي انسانهاي مستضعف از جان مايه بگذارند.
امروزه چند نفر از اين آدمها را سراغ داريد؛ آدمهايي كه نان به نرخ روز نمي خورند؛آدمهايي كه ايمانشان برايشان نام و نان آور نيست.
آدمهايي كه بخاطر مصلحت هيچ حقيقتي را ذبح شرعي نمي كنند؛ و آدمهايي كه پول دنيا مي گيرند و براي دين كار مي كنند نه پول دين براي دنياشان.
آدمهايي كه به تبعيت از مولايشان علي (ع) آنقدر رشد داشته اند كه به رغم پنهان كردنشان، آشكارترين اسطوره هاي عصر حاضر براي جوان حاضر باشند.


  

چمران در رثاي شريعتي

ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.

ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم...                           بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در 87/03/29ساعت 20:55 توسط یوسف |

دل نوشته های یک مسافر
 

اینجا همیشه باران است و تو اینجا همیشه خیس عشقی.عشق از در و دیوار، از آسمان و

زمین این شهر می بارد.

 بقیع که هستی احساس دلتنگی داری و احساس شعف ، احساس درد، احساس خوشبختی

،غربت بقیع آزارت می دهد احساس قربت بی تابت می کند.همه نوع احساسی به آدم دست

می دهد.احساس هایی متناقض که هیچ مکان و زمانی قادر به جمع کردنشان در یکجا نیست.

اینجا عشق فرمان می دهد و اشک بزرگت می کند.دیگر قلب کوچکت تحمل این همه عشق  

وبزرگی را ندارد.سینه ات را فشار می دهد،احساس درد میکنی و بغض امانت نمی دهد.

فراموش می کتی که خواسته ای داری.گویی آمده ای فقط اشک بریزی،فقط اشک،فقط

اشک!

حتما تا حالا حس کرده ای که چقدر سخته آدم از اونی که بهش عادت کرده دل بکنه.

دل کندن اونم از کسی یا چیزی که شاید دیگه نتونی ببینیش و این فکر که نکنه این آخرین

دیدار ما باشه تو را می کشه.اما سوسوی امیدی می بینی از روزنه ای به دلت می تابه

که نه این اخرین دیدار تو نیست ، بازم میای. باز همدیگرو می بینیم که این، شاید از طرف

دوستت به دلت الهام میشه.

آره مگه من می تونم تحمل کنم.بازم برمی گردم.آخه من دلم را اونجا جا گذاشته ام.

    بانوى اسلام از ديدگاه سليمان كتانى انديشمند مسيحى

 «فاطمه‏ى زهرا (ع) مقامى والاتر از آن دارد كه سندهاى تاريخى و روايتى به سوى او اشاره كنند، و گرامى‏تر از آن است كه شرح حال گونه‏ها به جانب وى راهنما باشند. فاطمه (عليهاالسلام) را همين چهارچوب كافى است كه: وى دختر محمد (ص) و همسر على (ع) و مادر حسن و حسين (ع) و بزرگ بانوى جهان است».

 «فاطمه، اى دخت مصطفى! اى روشن‏ترين چهره‏اى كه زمين را بر روى دو كتف خود بلند كرد، تو جز دو نوبت براى زمين لبخند نزدى: يك بار در سيماى پدر، آن دم كه در بستر آرميده بود و تو را مژده‏ى قرب وصل مى‏داد لبخند زدى. و لبخندى ديگر، بدان هنگام گرداگرد لبان تو مى‏گرديد كه جان بر لب داشتى و واپسين دم خويش را فروفرستادى... تو هميشه با محبت زيست كردى، تو با پاكى و پاكدامنى زيستى، براى پاكيزه‏ترين مادرى كه دو ريحانه زادى و پروردى و بر قامت آن دو جامه‏اى از خز بخشندگى پوشاندى... تو زمين را همراه با لبخندى استهزاآميز رها كردى و به ابديت پيوستى، اى دختر پيامبر! اى همسر على! اى مادر حسن و حسين، و اى بزرگ بانوى بانوان همه جهانها و اعصار» 

 «قهرمانى نيرويى نيست كه مستند به تن و بازو باشد، يا مستند به تاج و تخت، بلكه قهرمانى چيزى است كه منطق عقل، رشد و فهم را به كار گيرد، آنگاه هدف‏ها را تعيين كند و برنامه را ترسيم نمايد. و قهرمانى زهرا، چيزى جز اين معنى بزرگ نبود. از اين رو از هر چه عامل روشنايى ديگران مى‏شد بهره گرفت، بى آنكه بازوان ناتوان و نزار، و پهلوهاى لاغر و نحيف وى در اين خواست از مؤثر باشد».

|+| نوشته شده در 87/03/17ساعت 22:21 توسط یوسف |

 

از یکی از روزهای سرد زمستانی شروع شد. از هفدهم بهمن ماه. از اولین باری که از یک دوست کادو گرفتم، و بهترين كادوي عمرم. كتابي به اندازه چهل نامه كوتاه ،پيچيده در كاغذ كادويي به اندازه از صبحگاه تا شامگاه كه هر صبح بايد پاره شود و تا شامگاه بايد صفحات اين كتاب براي عزيزترين كست و كسانت زمزمه شود. نامه هايي كوتاه و خيلي بلند؛ كوچك و به اندازه بزرگ. نامه هايي كه هركدامش چند سطري بيش نبودند ولي خواندن هر جمله اش كتابي از شيريني و عشق را به رويت باز مي كردند.

چهل نامه كوتاه به همسرم ؛ اولين بار با اين كتاب با او آشنا شدم و تا عصرگاه امروز كه با نور تاریک و  ممتد زير نويس تلويزيون خبر مرگش را خواندم تا این لحظات گیج و منگ که قلم در میان انگشتان غمگینم می چرخد بسيار دوستش داشته ام. سخن از نادر ابراهيمي است. مردي از شهر ادب. از بزرگمردان پر افتخار رمان و داستان ايران. مرد پر افتخار سينماي ايران و ...

او ديگر در ميان ما نيست . او از شانزده سالگي نوشتن را آغاز كرد و تا امروز بعد از ظهر كه دوستدارانش را در میان اندوه تنها گذاشت صدها مقاله تحقیقی و بیش از صد کتاب از خود به یادگار گذارد.

                                                                                              روحش شاد

           


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در 87/03/16ساعت 22:37 توسط یوسف |

ايران بازار محصولات اسرائيلي!

 

مطالب زیر برگرفته از وبلاگ بسیار زیبای مسلخ عشق است.وبلاگی که من همیشه

چیزهای جدیدی ازش یاد می گیرم. آدرس وبلاگ:  http://www.asre-zohour.blogfa.com/

قریب به ۶۰ سال از تاسیس رژیم غاصب صهیونیستی می گذرد.دهها و صدها کنفرانس و اجلاس و نشست همایش در جهان اسلام برگزار شده و هزاران قطعنامه و اعلامیه و بیانیه و طومار صادر گشته وخدامی داند چند بار رژیم اسرائیل محکوم شده است...اما...                                                            

اما هنوز نام این رژیم بر نقشه ها خود نمایی می کند وبر سر زبانهامی چرخد.در کشورهای دنیا سفارتخانه ها و در سازمانهای جهانی حق رأی داردو دائما در سازمان ملل قطعنامه صادر می کند و علیه این کشور و آن کشور موضع می گیردو...و هر روز حلقه محاصره را بر ملت مظلوم فلسطین تنگتر و روز به روز نسل کشی مردمان ستمدیده این سرزمین را بیشتر و خانه هایشان را خراب و فرزندانشان را آواره میکندو....                                                                                                                             

میدانید چرا؟!فکر میکنید چرا اسرائیل بعد از گذشت نیم قرن هنوز به حیات نا مبارک خویش ادامه میدهد ؟آیا به خاطر داشتن سومین ارتش منظم دنیاست؟یا به خاطر داشتن صدها کلاهک هسته ای؟  

برای پی بردن به جواب این سوال کمی به دورو بر خود نگاه کنید و سر و وضع خویش را نظاره گر باشید. 

  گوشی های نوکیا (Nokia)و موتورولا(Motorola)جیبهای ما را اشغال کرده است.موسیقی از ام پی تری   پلیرهای آی پود(Ipod)به گوش ما میرسد.سی پی یوهای اینتل(Intel)تجارت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست ما را می گرداند و اطلاعت آنها را پردازش میکند و پرینترهای (HP)مطالب ما را به چاپ میرساند.

اوقات سرگرمی مان با فیلمهای هیجانی هالیوود(Hollywood)که در کمپانی بزرگ (فاکس قرن بیستم)     (Century fox 20)تولید شده ـ پر میشود و برای کودکانمان کارتون های معروف والت دیزنی (Disney)را با تلویزیونهای پایونیر(Pioneer)نمایش میدهیم.در هنگام سفر این دوربین های کوداک (Kodak)هستند که لحظات زیبای ما را ماندگار می کنند.این مجریان اخبار شبکه سی ان ان(CNN)و خبرنگاران مجله هفتگی تایم(TIME)هستند که اخبار دنیا را به گوش ما می رسانند.بچه هایمان با شیر خشک های خوشمزه سرلاک (Cerelac)بزرگ میشوندو شکلاتهای مگی(Maggi)و کیت کت(Kitkat)و اسمارتیز(Smarties)         می خورند.بعد از وعده های غذایی مان هیچ چیز به اندازه نوشابه های کوکاکولا(Coca cola)وپپسیPepsi و فانتا Fantaو میرینداMirindaنمی چسبد و آنچه که خستگی را بعد از یک روز کاری از تن آدم به در میکندیک نسکافه ی Nescafeمخلوط با کافی میت Cooffe Mateاست.

البته ناگفته نماند که صورتهایمان را با ژیلت Gilletteاصلاح میکنیم و مسواک هایمان اورال بی Oral-Bاست.سیگار مالبرو Marlboroبر گوشه لبمان نشسته و خودکار بیکBIcو روان نویس پارکرParkerدر جیبمان یافت میشود.و البته بگذریم از تیشرتهای رنگ و وارنگ باسBOOSSکه گاهگاهی به تن می کنیم و بارانی های خوش دوخت نایکNikeکه بدن ما را از برف و باران حفظ می کند و کفشهای خوش پای تیمبرلندTIMberlandکه در گرما و سرما همراه ماست و لباسهای ورزشی چامپیون CHampionکه ما را در افتخارات ملی و  محلی همراهی می کندو....                                                                             

دیگر نگوییم چرا شعار مرگ بر اسرائیل اثر ندارد!!!تا وقتی که مسئولین ما قراردادهای نفتی را با شرکت چند ملیتی شلSHELLامضا میکنندو فروشگاه های زنجیره ای پوشاک بنتونBentonمد را به ما عرضه میدارندو محصولات غذایی نستله Nestle در یخچالهای ما جا خوش کرده اند.  

و اما نوشابه پپسی"می دانید (PEPSI)مخفف چیست؟مخفف جمله {Pay Each Penny Save Israel}یعنی(هر پنی که کوچکترین واحد پول در آمریکاو انگلیس)را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!!          بله هر ریال ازپول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.و اما نوشابه محبوب"«کوکاکولا»Coca Colaوتوهین های مکرر کوکاکولا و ما مشتریان ثابت آن و جمله«لا محمد لا مکه کوکاکولا»بر در فروشگاه های مواد غذایی ما (اگر آرم کوکا کولا را بر عکس کنید جمله لا محمد لا مکه را می توانید ببینید)کوکاکولا در یکی از طرح های خود آرم کوکاکولا را بر روی گنبد مسجد الاقصی مونتاژکرده و نوشته است"با نوشیدن این نوشابه آمریکایی شما از حامیان اسرائیل خواهید بود"چندی پیش نیز واحد تبلیغات کوکاکولا نمازگزاران یک مسجد را به صورت بطری های این نوشابه ترسیم کرده بود.                                        

نکته قابل توجه این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی این نوشابه به همراه نوشابه پپسی که از دیگر حامیان رسمی رژیم صهیونیستی محسوب میشوند"در ایران تولید و وارد نمی شد اماطی چند سال گذشته این دو محصول وارد بازار کشورمان شد و طی قراردادی که با شرکت ساسان امضاءگردید "تولید نوشابه تحت لیسانس کوکا و پپسیآغاز شد و از همه جالبتر اینکه شرکت تولید کننده نوشابه کوکاکولا در ایران به واسطه یک شرکت ایرلندی سالانه یک و نیم میلیارد تومان به حساب کوکاکولا در آمریکا واریز می کند در حالی که شرکت کوکاکولای آمریکا یکی از بزرگترین حامیان صهیونیسم و اسرائیل است.  

|+| نوشته شده در 87/03/04ساعت 23:32 توسط یوسف |

business articles